کام ریحانه
گاه از سخاوت ناشیانه ما
شیرین نیست.
جمعه 29 اردیبهشت1391ساعت 18:37  پدرتان... علیرضا
طوطی روزگار ما از ملاحت حنانه
مدتی است خوردنی است
وقتی
به ازاء توت فرنگی به طوطی فرنگی قناعت میکنیم.
شنبه 2 اردیبهشت1391ساعت 23:46  پدرتان... علیرضا
کاملن منطقی است اگر
در تبعیت از مُرشد ادبیات نوینمان حانیه
که پُف را تُف خطاب کرد
ما نیز اتومات از پُفیلا به تُفیلا برسیم.
پنجشنبه 27 بهمن1390ساعت 21:36  پدرتان... علیرضا
بزرگی پدر در آیینه ریحانه
حبابی است
که روزی روزگارش
خواهد شکست.
یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 0:18  پدرتان... علیرضا
لُولُو شدن آنقدر بد نیست
تا حنانه احساس خطرناک بودن کند
اما طفلک متواضعانه
اعلام خطر میکند.
شنبه 24 دی1390ساعت 0:8  پدرتان... علیرضا
از مصدر پاشیدن
رسیدن به فعل امر "بِپاش" به معنای بلند شو
ریاضت شاقی است که
تنها از مغز حانیه تبلور میکند.
جمعه 9 دی1390ساعت 8:56  پدرتان... علیرضا
اکنون
مدتهاست که
در ماراتن عشق و احساس
بازنده ی معصومیت ریحانه ام.
جمعه 13 آبان1390ساعت 22:20  پدرتان... علیرضا
از عصمت حنانه
خلق تداخل معنایی "رگ و برگ"
از دل "رعد و برق" است
که کودکانه صید لفظ میشود.
پنجشنبه 5 آبان1390ساعت 18:44  پدرتان... علیرضا
"امتیاز دعا"
کپی برابر با اصل "التماس دعا" است
اما
از منظر حانیه.
پنجشنبه 7 مهر1390ساعت 6:3  پدرتان... علیرضا
ریحانه رو میگم...
تا مادرش شروع به تعریف و تمجید از
نماز خوندن و روزه گرفتنش کرد
گفت: خب...
باز مامان زد به " اوقات شرعی "
سه شنبه 8 شهریور1390ساعت 15:3  پدرتان... علیرضا
به احترام حنانه عزیز
از هیاهوی بی مزه ی بوق
تنها به "بود" اکتفا میکنیم.
سه شنبه 1 شهریور1390ساعت 7:35  پدرتان... علیرضا
مَشک حانیه
همان مشق ماست
از این مشق متروک تا آن مشک مرطوب
طراوت حانیه را عشق است.
چهارشنبه 19 مرداد1390ساعت 15:16  پدرتان... علیرضا
گاهی
بین عصمت ریحانه و عقل گِل گرفته ی ما
این موهبت بی بدیل ریحانه است که
بی جهت ذبح میشود.
دوشنبه 10 مرداد1390ساعت 15:38  پدرتان... علیرضا
شَنگل رو هر طوری بچرخونی
از توش شلغم در نمیآد
اما
به دست حنانه که برسه
خُوبشَم درمیآد.
دوشنبه 27 تیر1390ساعت 15:48  پدرتان... علیرضا
بین چَسب تا تَسب
فاصله ای جز
خوشمزگی حانیه نیست.
پنجشنبه 16 تیر1390ساعت 9:11  پدرتان... علیرضا
معصیت این است که
وسعت دل ما آنقدر نیست
تا ریحانه آزادنه پر و بال بگشاید
و عروج را از همین کودکی
مزه کند.
سه شنبه 7 تیر1390ساعت 18:47  پدرتان... علیرضا
ورژن ایرانی هری پاتر
یعنی "علی پاتر"
به همت حنانه
شاید روزی روانه بازار شود.
جمعه 16 اردیبهشت1390ساعت 9:58  پدرتان... علیرضا
آنِت رو یادتونه٬ سریال بچه های کوهستان؟
حانیه: امشب میخوام پیشت بخوابم
چرا؟
آخه آنِت هم شب پیش باباش خوابید.
خدا عمر آنِت رو زیاد کنه
آمین....
دوشنبه 5 اردیبهشت1390ساعت 21:30  پدرتان... علیرضا
رد احساسات ریحانه
مُترسم جاده ای است
که بهشت از همین ابتدای آن
قابل رصد است.
جمعه 19 فروردین1390ساعت 17:49  پدرتان... علیرضا
شاید شوخی باشد
اما
حنانه جدی جدی به جای شوخی
قائل به لفظ شوُشی است.
چهارشنبه 10 فروردین1390ساعت 6:29  پدرتان... علیرضا
اینقدر سر و صدا نکنید...
حانیه: کسی خوابه؟
عجب٬
انگار من بعد از این
خط قرمز جار و جنجال٬ تزاحم برای اهل خواب است.
یکشنبه 7 فروردین1390ساعت 22:40  پدرتان... علیرضا
میان ظلمات ندانم کاری های ما
نور معصومیت ریحانه
عجب شاخ و برگی
صبور دارد.
چهارشنبه 11 اسفند1389ساعت 5:38  پدرتان... علیرضا
حنانه میگه: تو رو دوست ندارم
میگم چرا؟
میگه که: تو بی جنبه شدی!

پنجشنبه 5 اسفند1389ساعت 9:46  پدرتان... علیرضا
مهم نیست که هوای سرده
و هیچ چیز از گزند سرما در امان نیست٬
از دیدگاه حانیه٬ دستای مامان سرما خورده
چون تزریق سرما رو تا حالا اینچنین از دستای مامان
تجربه نکرده بود.
چهارشنبه 27 بهمن1389ساعت 17:31  پدرتان... علیرضا
ریحانه معتقده که
مُخ ساعتش تکون خورده
چون مدتیه حالیش نیست که از کدوم وَر
باید قِر بریزه.
دوشنبه 25 بهمن1389ساعت 7:9  پدرتان... علیرضا
وقتی تو دست و بال حنانه
تنها کاربرد چکُش٬ شکستن گردو و بادام باشه
حق با اونه که
چکُش رو بشکُون خطاب کنه.
شنبه 23 بهمن1389ساعت 5:48  پدرتان... علیرضا
از مُبل به مُمبه رسیدن
کار شاق و طاقت فرسایی است
که تنها از عهده ی حانیه بازی گوش
بر میآید.
چهارشنبه 20 بهمن1389ساعت 16:26  پدرتان... علیرضا
حق با مربی شناست
نفس گیری ریحانه زیر آب خوب نیست...
چون طفلک
اصلا زیر آب کار نیست.
یکشنبه 10 بهمن1389ساعت 7:2  پدرتان... علیرضا
حنانه چرا اینقد نسکافه تو لیوانت میریزی؟
میگه آخه هر چی میزم
زود گُم میشه...
هدفمندی یارانه ها رو دریاب
شنبه 9 بهمن1389ساعت 17:9  پدرتان... علیرضا
به افعال و اذکار قبل از خواب
اگر رقص را هم اضافه کنی
میرسی به سالک باالله " حانیه "
که مُصره قبل از خواب
کمی برقصه!
شنبه 9 بهمن1389ساعت 17:3  پدرتان... علیرضا